منذر حكيم / عدى غريباوى ( مترجم : جلالى )

20

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى )

حق بود بىآنكه ذرّه‌اى از آن پا فراتر نهاده و يا سرمويى از مسير آن خارج شده باشد . ضرار بن ضمرهء كنانى در مجلس معاويه به گونه‌اى به بيان ويژگىهاى امام على عليه السّلام پرداخت كه معاويه و حاضران را به گريه واداشت و معاويه براى آن حضرت طلب رحمت كرد ، ضرار اظهار داشت : به خدا سوگند ! [ على ] مردى بسيار دورانديش و فوق‌العاده نيرومند ، گفتارش جدا كنندهء حق از باطل و حكمش عين دادگرى بود ، علم و دانش از پيرامونش مىجوشيد و حكمت برين با زبان او سخن مىگفت از دنيا و زرق و برق آن متنفّر و با تاريكى و وحشت شب مأنوس بود ، از بيم خدا اشك فراوان مىريخت و عميق مىانديشيد ، دست‌هايش را حركت داده و زيرورو مىكرد و خويشتن را مخاطب قرار مىداد ، دوست داشت لباس كم‌بها بپوشد و غذاى خشن تناول كند ، او ميان ما نظير خود ما بود ، هر وقت نزدش شرفياب مىشديم ما را به خود نزديك مىساخت و هر زمان از آن حضرت پرسشى داشتيم به ما پاسخ مىداد و هرگاه او را دعوت مىكرديم نزدمان مىآمد و هرگاه مىخواستيم از او كسب خبرى بنماييم ، ما را در جريان امر قرار مىداد . به خدا سوگند ! با اين‌كه به ما نزديك بود از سخن گفتن با او هيبت مىبرديم و هرگاه تبسّم مىكرد دندان‌هايش چونان مرواريد به نخ كشيد شده ، پديدار مىگشت ، دينداران را احترام مىگذاشت و تهيدستان را به خود نزديك مىساخت ، زورمندان در حكومت وى اميد رسيدن به مقصد باطلى را نداشتند ، و افراد ضعيف از عدل و دادش مأيوس نمىگشتند . « 1 »

--> ( 1 ) . استيعاب 3 / 44 ، چاپ دار احياء التراث العربى بيروت .